تبليغاتX
سایکو: قالب‌ساز آزاد
چهارشنبه 1386/09/14
صم بکم......
در مورد این موضوع بارها گزارش تولید کردم و بارها اخبارشو به روشی کاملا احساسی منتشر کردم اما این بار حس عجیبی دارم و اتقدر ناراحتم که بدون فکر می خوام بنویسم.بابا آخه ما هم آدمیم...درسته خبرنگار شدیم و از انسان ها جدا،اما هنوز آدم هستیم و احساساتمون در حال انفعاله.84 نفر از هم قطار های صنفی ما رو با هواپیمای باری نظامی بردن تو آسمون...و برنگردوندن

هواپیمای پیر داغ جامعه مطبوعاتی و رسانه ای کشور رو رقم زد تا هر وقت اسم  سی 130 رو می شنوم تنم بلرزه و نا خداگاه یاد غربت صنف جذاب (از بیرون)و سوزاننده (از داخل) رسانه ای بیفتم.

یادم بیفته که قلم دستان ماست اما نشانه گیری شدیم...یادم بیفته که میتونم از خودم بگم  همکارام میتونن از خودشون بگن و جانب دارانه به موضوعات شخصی و منفعتی خودشون بنگرند اما این کارو نمی کنن.

یاد دوستانی می افتم که با افتخار رفتن اما خانواده های داغدارشون هنوز از بی عدالتی محاکمه و پرونده بو دار این سانحه خون دل هستند و ما هم که صم بکم......ببین چگونه برادرت شهید شد.....عدد بده ....

                   

نکته:

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از تبرتان زخم دار است

با ریشه چه می کنید؟

گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای ،پرواز را علامت ممنوع می دهید

با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟

گیرم که می زنید                    گیرم که می کشید              گیرم که می برید

                             با رویش ناگریز جوانه چه می کنید

                  

+ ساعت /.