تبليغاتX
سایکو: قالب‌ساز آزاد
یکشنبه 1388/01/30
نجوایی با او.....

سزاي کوبنده در ، نگشادن نيست و سزاي پناهنده ، راه ندادن ، نه.

جزاي آن‏که پاي آبله و درد آلوده تا قلّه عز تو بالا آمده است ، به دره سوق دادن نيست.

خدايا !

گرسنه‏اي که غريب افتاده است و جز راه خانه تو نمي‏داند ، سزاوار گرسنه ماندن نيست .

سزاي تشنه‏اي که به يقين آب را نزد تو مي‏داند ، تَرَک خوردن لب‏ها و زبان از خشکي نيست.

خدايا !

به دردمند مويه‏کننده ، خشمگين نگريستن رواست ؟! بيچاره پناه آورده را از خويش راندن شايسته است؟!

خدايا !

ما چون کوري که بوي منزل معشوق را دنبال مي‏کند ، رو به سوي تو راه افتاده‏ايم ؛ از چاه‏هاي بين راه نيز دستگيرمان تويي. چرا که ما ، در جاده تو گام مي‏زنيم. ما در فضاي نگاه تو تنفس مي‏کنيم. مگر نه اين‏که ما از آنِ توايم ؟ بي‏تو کيستيم ؟

خدايا !

به تقدس برگزيدگان ملايکه‏ات و شايستگان آفرينشت و بندگانت ، سپري ما را عطا کن که از خنجرهاي مهلک و تيرهاي آفت‏بار و زخم بلاهاي ايمان‏خوار ، حفظ کند.

خدايا !

آرامش در دست توست و جان ، تنها با دم تو قرار مي‏يابد و دل ، تنها با ياد تو اطمينان مي‏پذيرد.

خدايا !

جوي کوچک وجود ما تنها با پيوستن به درياي تو آرام مي‏گيرد.

آرامشي از خويشتن نصيبمان فرما و آينه صور ما را با انوار محبت خويش جلا بخش.

 خدايا !

ما را در ميان دست‏هاي خويش گير و بر زانوي عصمت خويشت بنشانمان ، بحق مهرت و محبت و رحمتت اي مبدأ مهر و اي منتهاي رأفت.

+ ساعت /.