تبليغاتX
سایکو: قالب‌ساز آزاد
شنبه 1387/08/25
آیت الله حسنی،خاتمی و چخره غیر اسلامی مهرزاد!!

هر سفر یه دریچه به دنیای جدیدیه که میتونی آینده بهتر رو اونجا ببینی.جاتون خالی سفری کاری به ارومیه داشتیم تا از طرح میانگذر ارومیه بازدید کنیم.طرحی که از60 سال پیش مطرح شده و بعد از انقلاب مثل یک داستان سریالی هنوز ادامه داره .بگذریم که با کلی ادعای دولت نهم ،تازه قراره یه باند پل به عنوان دو باند استفاده بشه!از نا تمومی و فشل بودن اوضاع هم که بگذریم وضعیت رو به نابودی دریاچه ارومیه خیلی دلخراش بود و خیلی ناراحت کننده.بگذریم.........

پل میانگذر

از آقای حسنی براتون بگم ،همون امام جمعه معروف ارومیه که کلی بلوتوث براش ساخته بودن،ایشون هم به جلسه خبری ما اومد و خدا رو شکر سخنرانی نکرد. من که با چند کلمه حرف زدن ایشون، داشتم از خنده روده بر میشدم ،چه رسد به سخنرانی کاملش.راستی شنیده بودید همین حسنی با حکمش مردم رو بعد نماز جمعه در سال 59 تشویق کرده که میانگذر رو بسازن؟میدونید چطوری ؟گفته بیایید بریم سر کوه ،سنگ میریزیم تو آب میشه میانگذر!!!مردمم این کاروکردن!!

                                

اما جالبتر گفت و گوی اختصاصی محمد حسین مهرزاد با آیت الله حسنی بود که در مورد خاتمی ازش پرسید. بماند که اون چی گفته بود ، فقط براتون بگم که وسط مصاحبه ،آیت الله حسنی با دست کشیدن به صورت شیش تیغ مهرزاد ،بهش گفت که چرا موهات بلنده و چرا ریشاتو زدی؟؟؟؟چهرت اسلامی نیست!!!!(تبصره:با اجازه خودش اینا رو نوشتم)

بازم بگذریم...

  سیب زمینی و تخم مرغ تنوری

دیدن بازار تاناکورای ارومیه و سیب زمینی فروش های چرخی هم در اون سرما ،لطف عجیبی داشت.سیب زمینی تنوری+تخم مرغ آب پز+سبزی و تره+نون لواش=لقمه حرفه ای که هیکل ساز میشد.اینم یه جورشه..

 کلیسای ننه مریم

                      

                       محراب 1800 ساله کلیسای ننه مریم

بازدید کلیسای ننه مریم بهترین بخش این سفر یود که جدا خوب بود.دیدن فضای عبادی مسیحیان ایرانی که به آشوریان شرق مشهور بودند و یک شاخه مذهبی در مسیحیت هستن بسسیار جالب بود.رامون(الهه رعد و برق)  نام پسری بود که توضیحات کلیسا رو میگفت و خودش درجه سوم(از 9 درجه کلیسا) روحانیت رو داشت.زبان آشوری و دعای زیبایی که برام خوند آنچنان تاثیری گذاشت که نمیتونم وصف کنم...فقط میگم خیلی خوب بود....شاید بعدا یه پست کامل در این مورد نوشتم.

     

از تصادف یکی از همکارا هم بگم ،که حسابی حالمونو خراب کرد.درست یک ساعت مونده به پرواز ،دم در هتل موقعی که یکی از خانم ها میخواست از اینور خیابون خلوت به اونور بره ،خودشو تو آسمون دید و چند دقیقه بعد تو بیمارستان....بماند که چقدر همه هول کردند و خودش با 4 نفر دیگه از پرواز جاموندن ،اما جالبتر بی تفاوتی مدیر روابط عمومی شرکت ساخت بود که اصلا بیمارستان نرفت و راحت اومد تهران و حتی یکی از همکارای خانم در روابط عمومی خودش رو هم جا گذاشت!!!ایشون تعداد خبرنگارایی که برده بود رو نمیدونست و با اشتباه گفتن تعداد، باعث شد تا بلیت 3 نفر باطل بشه!!

خلاصه که این سفر تموم شد اما کلی چیز یاد گرفتم و آخر فیلم هم آدم بده رفت ته دره !!!

                  آسمان ،برف و هواپیما

و این دو پلان از آسمان زیبا ،تقدیم به آسمانی های عزیز و خاصه آنان که قلبشان در آسمان ها تپیدن میگیرد و دعای روزمره شان در این فضاست ..... 

                     

پی نوشت:

۱-نمایشگاه مطبوعات شروع شده و از همه دوستان مطبوعاتی دعوت میکنم تا اونجا همدیگر رو طی یک روز خاص ببینیم....از دوستان غیر مطبوعاتی هم دعوت میکنم تا منت بر سر ما بذارن و تشریف بیارن اونجا تا از نزدیک بیشتر با هم آشنا بشیم......درود بر شما

۲-اینم مطلب آخرم در روزنامه جام جم نمایش pdf  صفحه اصلی

 

 

+ ساعت /.