تبليغاتX
سایکو: قالب‌ساز آزاد
پنجشنبه 1387/04/27
سوباسا عذارا، مدیریت و ایران اسلامی

هر وقت فیلم چشم بادامی ها را دیدم (البته تیکه ها و تبلیغاتش)به این فکر کردم که چه دلیلی وجود دارد که این جماعت مستمر و بدون وقفه در دهه های اخیر  با فیلمهای تخیلی در کشورهایشان زندگی کردند و تصویری غیر واقعی رو به نمایش گذاشته اند. هیچ وقت نتونستم درکشان کنم و بفهمم که چه دلیلی دارند که مردها و زنهای پرنده رو با قدرت ماورائی نمایش میدهند و اصرار عجیبی به این روش دارند؟با این رویکرد امشب تبلیغات یکی از این فیلمهای ژاپنی رو در سیمای ایران دیدم  که باعث شد جواب سئوالم رو پیدا کنم.

بیشتر هم دوره های من و حتی قبل و بعد از من هم کارتون فوتبالیست ها رو خوب یادشان هست.همیشه در این انیمیشن پر طرفدار در ایران، "سوباسو" یک آرزو را تکرار می کرد و می گفت:به امید روزی که در جام جهانی بازی کنیم و قهرمان شویم.همیشه هم عین پرنده پرواز می کرد و کارهای تخیلی باعث بردش می شد ، در طرف واقعیت هم حتما یادتان هست  که سال ۲۰۰۲ همین جماعت چشم بادامی چه کولاکی کردند و آخر سر هم یکی با سومی جهان،شگفتی ساز شد.در هنرهای رزمی هم که که این کشورها با ساخت انواع انیمیشن ها و بازی های تخیلی سرآمد دنیا شده اند و حتی سینما را هم بی بهره نگذارده اند و در عمل هم ( با وجود رشد بیشتر کشورهای جهان )همچنان سلطه نسبی  در رشته های مختلف رزمی را حفظ کرده اند.حالا ربط این مسائل با هم چه است؟

                

پخش فیلم سینمایی" نابغه بسکتبال " باعث شد تا من هم به این ربط ها کمی فکر کنم .اگر کمی دقت کنید چشم بادومی ها (خاصه ژاپن،چین و کره) با کارتون و فیلمهای این چنینی  توانسته اند در سالهای اخیر فرهنگ سازی غریبی در کشورهایشان داشته باشند.با فوتبالیست ها توانستند رشد فزاینده ای در جهان پیدا کنند و با جکی جان و بروسلی،کارتون های رزمی و... تونستند حرف اول ورزشهای رزمی را در اختیار خود داشته باشند.

با مرور این موضوعات  به این فکر افتادم که این چشم بادامی ها با روش مدیریتی کمونیستی( تفکر همه برای یک هدف،در چین و کره)  ، تفکر توسعه با روشهای خانوادگی(تئوری پدر-پسر ژاپن) و تئوری توسعه اجتماع گرایانه  توانسته اند  کشورهایشان را اینگونه بسازند.

با این مرور، تازه دوزاری کج من افتاد که این جماعت چرا اینقدر بر تخیل و اسطوره ها در هنرهای نمایشی تمرکز کرده اند .با صحنه های پرش یک بسکتبالیست تا ارتفاع مافوق تصور (آن هم ورزشکار کوتاه قامت ژاپنی)به  این نتیجه  رسیدم که ژاپن برای بسکتبالش نیز  اسطوره سازی دروغی، اما امروزی کرده تا رشد این ورزش در ژاپن باز هم بیشتر گردد.پس بدانید و آگاه باشید و تعجب نکنید اگر سالهای آینده قهرمان جدید جهان در بسکتبال ژاپن نام بگیرد و حتی بلند قامتان پیشرو  این ورزش  هم در هم بشکنند.

البته باید بگویم که این روش فرهنگی بیشتر جنبه روانی داشته و در کنار توسعه زیر ساختها و امکانات در این کشور ها جوابگو شده است،زیرا اتکا به تئوری های مدیریتی بومی ژاپن(امثال آقای چو) که افکار تیلور و پورتر(تئوریسن های علوم مدیریت آمریکایی)را به نوعی تغییر داده اند، باعث این روشهای فرهنگ سازی شده است.در این دیدگاه ،ژاپنی ها و در دید کلی تر چشم بادامی ها با نگاه ظریفی به تئوری "استراتژی مدیریتی الماس برتر " آقای پورتر توانسته اند عامل اصلی توسعه خودشان را فرهنگ بیابند تا امروز در این نقطه از توسعه یافتگی بایستند.

          

ژاپنی ها فقط به جایگاه برتر آسیا در بسکتبال فکر نمیکنن و همه چیز را با روشهای تزریق روحیه در اجتماع و خانواده(اصل اول مدیریت توسعه ژاپن) در محور توسعه کشورشان قرار داده اند.کشورهایی جون چین و کره هم با تفکری مشابه(نه مطابق) در حال توسعه و حرکت هستند و تونستند الماس برتر توسعه کشورهایشان را بیابند و در برابر غولهای اقتصادی،سیاسی و .... دنیا قرار بگیرند و حتی نظریه های مدیریت آمریکایی ها رادچار تردید کنند.

اما دریغ که صدا و سیمای ایران  با واردات فله ای فیلمها و سریالهای این مردمان تنها "مو" دیده و پیچش آن را نمیبیند.سرگرمی بی هدف و غیر متوازن با فرهنگ ایرانی چه حاصلی برای این مرز و بوم دارد. به زعم اساتید برتر مدیریت ایران،الماس برتر توسعه کشور ما فرهنگ گذشته(نه امروز )که همانا کار با اعتقاد به مرز و بوم و تلاش برای جستجوی علم حتی در سین (چین)باعث رشد کشور است.از همین رو  خرید و پخش محصولات فرهنگی غیر همگون با فرهنگ ایران و غفلت از اسطوره ها ی علمی ، هنری، ورزشی و..... ایران زمین  باعث ایجاد موج یانگوم و سوباسا عذارا  شده است و نه تنها به نفع ما نشده است که لاجرم به عنوان ضد فرهنگی برای ما تبدیل شده است.

فراموشی اسطوره های جدی و نزدیک به واقعیتی چون بوعلی سینا،ابوریحان،خوارزمی ،رستم ، آرش،پوریای ولی و هزاران اسطوره این سرزمین و ساخت سریالهای عشقی و سطحی در صدا و سیما تنها باعث شده تا فرهنگ ایرانی به مرز نابودی کشیده شود و تنها یادی بزرگ در خاطرات نسلی که هیج از این فرهنگ ندیده اند باقی بماند و فقط داشتم داشتمی بزرگ ساخته شود.به راستی  چه زمانی قرار است این اسطوره های ایران،از  صندوقهای خاک خورده ذهن تاریخ ما بیرون ایند و المای برتر توسعه ما شوند.به واقع کی از داشتم داشتم به داریم داریم خواهیم رسید؟

بعدا نوشت:

۱-بعد از تخریب حقایق تاریخیمون حالا دیگه تخریب مقبره کوروش غیر قابل کتمان اعلام میشه!!!....مشایی گفته نفوذ آب به مقبره رو نمیشه انکار کرد و تازه قراره تحقیق کنند(اینجا ،از مهدی صادقی) 

۲-به خاطر تبریک پر تعداد روز مرد (در وبلاگستان)از همه خانمها که تلافی تبریکهای ما رو درآوردند،تشکر میکنم!

۳-از طولانی بودن مطلب عذر خواهی میکنم ولی خواهش میکنم تا اخر بخونید و تبادل رای کنید.

+ ساعت /.