تبليغاتX
سایکو: قالب‌ساز آزاد
سه شنبه 1386/11/30
يکي از دلايل پيشرفت ژاپن !

رشد سیاسی و اجتماعی کشور ها نیازمند موضوعات مختلفیه تا بتونه در تهایت به توسعه منجر بشه.

در ایران هر وقت نامی از توسعه به میون میاد همه از دولت و حکومت و .....حرفها داریم و حتی خود منکه دارم اینو می نویسم بارها در همین بلاگ انتقاد های بسیاری داشته ام ...اما اگه بعد از مسایل سیاسی و مشکلاتی که همیشه به انها می پردازیم یه نیم نگاهی هم به فرهنگ و رفتار خودمون داشته باشیم متوجه می شیم که مشکل بعدی و مهم ما فرهنگ ماست که باعث ضعف های ساختاری ما شده ....

مدیرها و سیاسیون ما هم جزوی از این جامعه بودن و فارغ از کاخ نشینی امروزشون یه روزی مثل ما کوخ نشین هم بودند .

این نکته است که اگه دریابیم بردیم اما اگه باز بی توجه عبور کنیم همینه که هست.

در این رابطه یه داستان رو براتون روایت می کنم تا نظر شما رو هم بدونم.......

                   

يکي از مديران آمريکايي که مدتي براي يک دوره آموزشي به ژاپن رفته بود  ، تعريف کرده است که روزي از خياباني که چند ماشين  در دو طرف آن پارک شده بود مي گذشتم رفتار جوانکي نظرم را جلب کرد . او با جديت وحرارتي خاص مشغول تميز کردن يک ماشين بود  ، بي اختيار ايستادم . مشاهده فردي که اين چنين در حفظ و تميزي ماشين خود مي کوشد مرا مجذوب کرده بود . مرد جوان پس از تميز کردن ماشين و تنظيم آيينه هاي بغل ، راهش را گرفت و رفت ، چند متر آن طرفتر در ايستگاه اتوبوس منتظر ايستاد . رفتار وي گيجم کرد . به او نزديک شدم و پرسيدم مگر آن ماشيني را که تميز کرديد متعلق به شما نبود ؟ نگاهي به من انداخت و با لبخندي گفت : من کارگر کارخانه اي هستم که آن ماشين از توليدات آن است . دلم نمي خواهد اتومبيلي را که ما ساخته ايم کثيف و نامرتب جلوه کند .

يک کارگر ژاپني در پاسخ " چه انگيزه اي باعث شده است که وي سالانه حدود هفتاد پيشنهاد فني به کارخانه بدهد ؟ " جواب داد : اين کار به من اين احساس را مي دهد که شخص مفيدي هستم ، نه موجودي که جز انجام يک سلسله کارهاي عادي روزمره فايده ديگري ندارد.

مسئولين با کارگرها خوب وصميمي بودند وکارگرها هم از آنها اطاعت مي کردند . مسئولين در آنجا به همه افراد توجه مي كردند . در آنجا مسئولين رفتارشان به گونه اي بود كه كارگر به كارش علاقمند مي شد ، به نحوي كه اگر يك روز سر كارش نمي آمد دلش براي همکاران ، محل کار وحتي دستگاهي كه با آن كار مي كرد تنگ مي شد . مسئول ، وقتي مي خواست كاري را به كسي بسپارد ، نخست ساعتي آن كار را با وي انجام ميداد وقتي مطمئن مي شد وي آن كار را ياد گرفته است مي پرسيد: بروم ؟وسپس مي رفت .آنها هيچوقت نمي گغتند بيا اين كار را انجام بده ، مي گفتند ممكن است به ما كمك كنيد ؟ يا مي گفتند بياييد اين كار را با هم انجام دهيم .مديران سعي مي کردند الگوي رفتاري کارکنان باشند . مثلا مدير وقتي مي ديد قسمتي از كارخانه كثيف است يك حوله سفيد به پيشاني مي بست و آنجا را جارو مي كرد . در آنجا حتي اعضاي خانواده صاحب كارخانه هم دوشادوش كاركنان كار مي كردند . هيچكس از صاحب كارش نميترسيد . همه سعي مي كردند كار خوب ارائه دهند و از اين مي ترسيدند كه كارشان خراب شود وديگران فكر كنند كه فلاني كارش بد است .اگر كاري خراب مي شد مدير داد و فرياد راه نمي انداخت و كارگر را جلوي ديگران خوار نمي كرد ، بلكه براي او به آرامي شرح مي داد كه بهتر نيست كار را به اين طريق انجام مي دادي ؟ اگر در ماه كسي غيبت نمي كرد وكارش را خوب انجام مي داد مبلغ قابل توجهي به او پاداش مي دادند . اين باعث مي شد كارگر تشويق شود و مرتب و منظم سرکارش حاضر شود .

زماني براي صحبت كردن وارتباط با كارگر در نظر گرفته مي شد . سرپرست لحظاتي را در حين كاركردن به بهانه آموزش دادن با كارگر حرف مي زد تا روحياتش را بهتر بشناسد . كارگر وقتي مشكلي داشت با سرپرست خود صحبت مي كرد تا مشكلات براي حل به بالاتر انعكاس پيدا كند . وقتي به اضافه كاري نياز بود مستقيم به كسي نمي گفتند اضافه كار بمانيد بلكه صبح در حين صحبت به يك نفر مي گفتند امروز كار زياد است و افراد ديگر به خود اجازه نمي دادند محيط را ترك كنند ، مي ماندند تا كار را به اتمام برسانند . صاحب كارخانه هيچوقت لفظ كارگرهايم ، يا كارخانه ام را به كار نمي برد . . آنجا از يك كارگر معمولي تا صاحب كارخانه همه لفظ كارخانه امان را به كار مي بردند . وقتي سودي وارد كارخانه مي شد اين سود نسبت به ميزان حقوق بين همه توزيع مي شد. در آنجا كارگران معتقدند اگر خوب كار كنند سود كارخانه بيشتر مي شود اگر سود بيشتر شود شركتشان گسترش مي يابد شركت كه گسترش يابد اعتبارشان در كشور بالا مي رود . لذا همه دست به دست هم تلاش مي کنند . دنياي آنها دنياي همدلي وهمكاري است . آنها تعطيلاتي دارند به اسم گلدن و يک که تقريبا هر چهار ماه در کل ژاپن، چند روز کارخانجات تعطيل است . مسئولين کارخانه يک شب قبل از تعطيلي ، همه کارگران را جمع مي کنند ومي روند بيرون، جشن کوچکي مي گيرند و وقتي مي خواهند حقوق کارگران را بدهند از آنها قدر داني مي کنند و اين حسن نيت باعث مي شود که حتي خارجي ها هم براي آنها خوب کارکنند .

با آنکه در شرکت هاي توليدي ژاپن ، قسمتي وجود دارد به نام کنسا (کنترل کيفي ) ،که اين قسمت نبض هر کارخانه است ، هر فردي سعي مي کند کنترل کننده کار فرد قيلي باشد لذا همه سعي مي کنند قطعه خوب و بي نقص ارائه دهند .کارگري که قطعه اي را توليد مي کند به چشم يک خريدار به آن نگاه مي کند .اگر کاري خراب شود کسي از صاحب کارش نمي ترسد بلکه چون مي داند نفر بعدي که براي مرحله بعدي کار را تحويل مي گيرد مجددا کنترل مي کند و اگر کار ايراد داشته باشد آن را عودت مي دهد، سعي مي کند کار را به بهترين شکل انجام دهد . در واقع در خط توليد ، هر بخش نسبت به بخش ديگر مثل مشتري است .

براي حفظ روحيه کارکنان محل کار معمولا در اماکن آفتابگير ومشرف به مناظر طبيعي احداث مي شود و ناهار خوري را هم در قسمت فوقاني وداراي چشم انداز بنا مي کنند .

در آنجا از کارکنان مي پرسند به نظر شما امروز کار را چگونه انجام دهيم تا در کار پيشرفت داشته باشيم . مسئولين در آنجا ادعا نمي کنند که همه کارها را فقط خودشان بلدند تا کارگرها بتوانند به راحتي نظر بدهند . اگر کسي پيشنهادي براي تسهيل در کار و افزايش بهره وري ارائه دهد با او آنقدر خوب برخورد مي شود که شخص مرتبا به دنبال ارئه نظر در جهت ارتقاي کارش است و اگر کسي پيشنهادي بدهد که عملي باشد با دادن جايزه از او تقدير مي شود .

اگر کارگري در حين کار متوجه شود قطعه اي اندازه  يک دهم ميکرون ايراد دارد ، سريع به صاحب کار اطلاع مي دهد . صاحب کار ، به مدير شرکت تامين کننده قطعه اطلاع مي دهد . آن مدير حتي اگر با کارخانه  فاصله زيادي داشته باشد خودش را در همان روز به کارخانه مي رساند تا عذر خواهي وجبران کند

                                         

+ ساعت /.