
اول از همه از شما معذرت خواهی می کنم اگه این چند روزه سر زدید و مطلب تکراری دیدید واقعا ازتون عذر خواهی می کنم و تلاشمو بیشتر خواهم کرد تا شما رو بیشترراضی کنم تا از سرزدنتون به این بلاگ پشیمون نشید.
دوم هم اینکه باید اعلام کنم این هفته به خاطر هفته حمل ونقل هفته پر از همایش و کنفرانس خبری داشتم و نتونستم به موضوعاتی که علاقه مند هستم براشون بنویسم ....بپردازم ...
سوم هم اینکه این هفته نحریریه روزنامه ما باز هم مثل یه گوشت قربونی تیکه تیکه شد و همه رفتند.....
تحریریه دو قسمتی ما.... این روزا شده عین صحرایی بی آب و علف....
قسمت جنوبی تحریریه با رفتن 2 نفر از دوستا این روزا با استعفا های پشت سر هم مواجه شده...
کسر حقوق بی دلیل همکارا،قطع مزایا و سخت گیری های بی مورد برای بعضی از بچه ها باعث شده تا همه به ستوه بیان و دونه دونه بذارن برن....
اسم کسی رو نمی یارم چون فکر کنم بعضی ها دوست نداشته باشن ....اما می گم که خیلی از این همکارا که رفتن و دارن میرن وزنه های روزنامه بودن و رفتنشون منو غمگین کرده...چون بی دلیل رفتن و بخاطر تفکر غلط برای کسب درآمد در روزنامه این اتفاقات داره میوفته ...رویه فرسایشی و آزار دهنده شده و خاطرات روزهای خوب ما رو غم زده کرده......ای کاش اینطور نمی شد...
می گن :
دو چیز هیچ وقت از یاد آدما بیرون نمی ره :
دوستای خوب.....و .....روزهای خوب
اما اون چیزی که از دل بیرون نمیره روزهای خوبیه که با دوستای خوب داشتی.......
فقط همین.
نتیجه های غم انگیز اخلاقی:
-پول خوشبختی آدما نیست
-جایی کار کن که بزرگ باشی و کوچیک نشی
-حتما یه روزی باز همکارای قدیمی رو میبینیم........
.همه می دونن دنیای مطبوعات عین زمین گرد و کوچیکه!
-بسه دیگه
